پست‌ها

شیطان نماد شرارت است

شیطان تنها نماد شرارت ! که بر سیستم سیاسی و نظامی و اقتصادی عصر کنونی ما نفوذ دارد.   گفتن این ادعا آسان است که شیطان ابلیس،‏ شخصیتی که در کتاب مقدّس از او صحبت شده،‏ تنها نماد بدی و شرارت است.‏ اما آیا به ‌ راستی این کتاب یعنی کلام خدا چنین تعلیم می ‌ دهد؟‏ اگر شیطان در کتاب مقدّس تنها نماد شرارت باشد،‏ چطور در آن گفته شده است که او با عیسی مسیح و خدای متعال صحبت کرده است؟‏ به دو نمونه توجه کنید.‏ شیطان با عیسی صحبت می ‌ کند هنگامی که عیسی خدمتش را آغاز کرد،‏ ابلیس سه بار کوشید او را وسوسه کند.‏ ابتدا سعی کرد،‏ عیسی را بر آن دارد تا از قدرتی که خدا به او داده بود،‏ به نحوی خودخواهانه بهره گیرد و گرسنگی ‌ اش را برطرف کند.‏ سپس،‏ ابلیس خواست عیسی دست به کاری احمقانه  بزند و برای خودنمایی زندگی ‌ اش را به خطر اندازد.‏ در آخر،‏ شیطان فرمانروایی بر تمامی حکومت ‌ های جهان را در عوض عملی کوچک به نشان پرستش خود به عیسی عرضه کرد.‏ عیسی هر سه بار حملات زیرکانهٔ شیطان را با نقل ‌ قول آیاتی رد کرد.‏—‏مَتّی ۴ :‏ ۱ -‏ ۱۱ ؛‏ لوقا ۴ :‏ ۱ -‏ ۱۳ .‏ عیسی با چه کسی صحبت می ‌ کرد؟‏ با...

رستاخیز ، امید بشریت

تصویر
   رستاخیز   قیامت یا رستاخیز ترجمهٔ واژهٔ یونانی ‌ ای به معنای «دوباره بر خواستن» است.‏ مفهوم این عبارت چیست؟‏ امید به رستاخیز،‏ بر طبق کتاب مقدّس به مفهوم داشتن اعتقادی راسخ به زنده شدن مردگان است.‏ کتاب مقدّس اشاره می ‌ کند،‏ اشخاصی که دعوت سماوی دارند با بدن روحی برمی ‌ خیزند و کسانی که زندگی بر روی زمین برایشان منظور شده است با بدن مادی به زندگی باز می ‌ گردند.‏ تعمّق بر این موضوع براستی ما را از حکمت،‏ محبت،‏ و قدرت یَهُوَه متحیّر می ‌ کند.‏    رستاخیز عیسی و برادران مسح ‌ شدهٔ وی با بدن روحی به آنان این امکان را می ‌ دهد که در آسمان خدمت کنند.‏ (‏  ۱ قُرِنتیان ۱۵ :‏ ۳۵ -‏ ۳۸ ،‏ ۴۲ -‏ ۵۳ )‏ وظیفهٔ این پادشاهان در حکومت مسیحایی این است که بهشت را به زمین باز گردانند.‏ مسح ‌ شدگان که تحت سرپرستی کاهن اعظم عیسی مسیح می ‌ باشند مجموعاً تشکیل کهانتی ملوکانه را می ‌ دهند.‏ آنان وظیفه دارند انسان ‌ ها را در دنیای جدید خدا از برکاتی که فدیهٔ عیسی مسیح میسر ساخته برخوردار سازند.‏ (‏ عبرانیان ۷ :‏ ۲۵ ،‏ ۲۶ ؛‏ ۹ :‏ ۲۴ ؛‏ ۱ پِطْرُس ۲ :‏ ۹ ؛‏ مکاشفه ...

ایمان به خدا می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند

  «با اطمینان تمام می ‌ توانم بگویم که بدون خدا هم می ‌ توان معیارهای خوب اخلاقی داشت.‏» خانمی که این را گفت خود به خدا معتقد نیست.‏ او همچنین اظهار کرد که خود وی فرزندانش را با معیارهای والای اخلاقی پرورش داده است،‏ و آنها نیز فرزندان خود را با همان معیارها بزرگ کرده ‌ اند،‏ و هیچکدام هم به خدا معتقد نیستند.‏ حال،‏ آیا باید نتیجه ‌ گیری کرد که ایمان به خدا ضرورتی ندارد؟‏  حقیقت اینست که کسی نمی ‌ تواند فردی را صرفاً به این دلیل که به خدا معتقد نیست فرد نادرستی بداند.‏ پولس رسول از افرادی سخن گفت که اگرچه خدا را نمی ‌ شناسند ‹شریعت را به طبیعت به جا می ‌ آورند.‏› (‏ رومیان ۲ :‏ ۱۴ )‏ همهٔ انسانها—‏حتی کسانی که به خدا اعتقاد ندارند—‏از بدو تولد دارای وجدان می ‌ باشند.‏ عده ‌ ای در این میان اگرچه به خدایی که این حس را در ذات ایشان نهاده است اعتقاد ندارند ولی سعی می ‌ کنند به ندای وجدان خود گوش دهند.‏ با این حال،‏ ایمانی قوی به خدا—‏ایمانی بر پایهٔ کتاب مقدس—‏با قدرتی بسیار بیشتر از صرفاً راهنماییهای وجدان،‏ شخص را به انجام کارهای نیکو وامی ‌ دارد.‏ ایمانی بر پای...