پست‌ها

به ندای وجدان خویش گوش دهیم

‹ امّت‌هایی که شریعت [خدا را] ندارند کارهای شریعت را به طبیعت به جا می‌آورند.‏› —‏ رومیان ۲:‏۱۴.‏     جوانی   در حالی که در ایستگاه مترو ایستاده بود به حملهٔ صرع دچار شد و روی ریل‌های مترو افتاد.‏ یکی از عابرین با دیدن این صحنه دختر کوچک خود را رها کرد و به کمک او شتافت.‏ او در حالی که قطار نزدیک می‌شد مرد مصروع را میان دو ریل قرار داد و بدن خود را روی او حائل کرد.‏ در همان لحظه قطار با صدای گوشخراشی بالای سر آنان توقف کرد.‏ شاید شما این مرد را قهرمان بخوانید،‏ اما ببینید خود او در این مورد چه می‌گوید:‏ «آن لحظه فقطمی‌خواستم به آن شخص کمک کنم.‏ این کار را صرفاً از روی دلسوزی انجام دادم نه برای این که قهرمان نامیده شوم.‏ »     شاید شما هم نمونهٔ چنین ازخودگذشتگی‌هایی را شنیده باشید.‏ مثلاً طی جنگ جهانی دوّم عده‌ای با به خطر انداختن جانشان همنوعان خود را از دست دشمنان ایشان مخفی می‌کردند.‏ این نوع‌دوستی را همچنین در شرح حال پولُس و ۲۷۵ مسافر کشتی‌ای که در سواحل جزیرهٔ مالتا نزدیک به سیسیل در هم شکست می‌توان مشاهده کرد.‏ پولُس نقل می‌کند که مردم آن جزی...

چرا وجود آفریدگار انکار میشود ؟

گرایش به انکار مذهب و خدا ریشه در فلسفه های بشری دارد . فلسفه هایی که بر خرد ناب تکیه می کنند . چارلز داروین ، معتقد بود که انتخاب طبیعی جهان جانداران را بهتر از وجود آفریدگار توضیح میدهد . بر طبق تعالیم زیگموند فروید خدا توهمی بیش نیست . و این دیدگاه که   ،، خدا مرده است ،، از دوران فردریک نیچه تا کنون بجای مانده است . فلسفه های شرق نیز نظریاتی مشابه این نظریات هستند . استادان بودایی بر این عقیده اند که نیازی به شناخت خدا وجود ندارد ، پرفسور تتسوئو یامائوری که معتقد به آئین شینتو است ، اظهار داشت که خدایان همین انسانها هستند . در مورد وجود خدا شک و تردید فراوانی وجود دارد ، ولی آیا چنین طرز فکری موجه است ؟ به احتمال زیاد عقایدی را می شناسید که زمانی ،، حقایق علمی ،، محسوب میشدند اما پس از گذشت زمان ، نادرستی آنها کاملا به اثبات رسیده است .   دیدگاه هایی همچون : زمین مسطح است و همه عالم گرد کره ما می چرخد ، قرنها رواج داشتند ! اما امروزه میدانیم که نادرستند . در مورد عقاید علمی جدیدتر چه میتوان گفت ؟ بعنوان مثال ، فیلسوفی بنام دیوید هیوم ، که در قرن هیجدهم می زی...

روح و نفس

تصویر
اعتقادات ، مربوط به مرگ و زندگی پس از آن تا حد زیادی نتیجه زمینه مذهبی و فرهنگی شخص است . اعتقادات متفاوت می باشند ، از عقیده ای راسخ که روح صرفا بعد از تولد های بسیار قادر خواهد بود به هدف نهایی خود نائل شود تا این نظریه که فقط یک دوره زندگی سرنوشت شخص را معین میکند . در نتیجه فردی ممکن است معتقد باشد که پس از مرگش نهایتا با حقیقت غایی ادغام خواهد شد ، فرد دیگری به نایل آمدن به   « نیروانا » ایمان ورزیده ، شخص دیگری هم به تحصیل پاداش آسمانی . لذا کدام یک حقیقت است ؟ از آنجائیکه عقایدمان بر طرز فکر ، اعمال و تصمیماتمان تأثیر میگذارد ، آیا نباید در پی یافتن جواب این سئوال برآئیم ! ؟ در قدیمی ترین کتاب جهان ، که همانا کتاب مقدس است میتوان تاریخ بشریت را به عقب ورق زد ، یعنی به زمان خلقت اولین « نَفس ، جان » بشری . تعالیم این کتاب بدور از فلسفه و آئینهای انسانی می باشد . کتاب مقدس حقیقت را در مورد روح و نَفس بوضوح بیان میکند و منطقا چنین می گوید : « روح شما همان نیروی حیات شما است و خود شما نَفس ، جان یا جسد هستید . مردگان کاملا از وجود وهستی ساقط شده اند و کسانیکه در ...